X
تبلیغات
زولا

دیزباد وطن ماست

کلمات دیزبادی از زبان حمید میرشاهی

«دیزباد وطن ماست»- حمید میرشاهی که سال ها در مسیر دیزباد و مشهد رانندگی می کرده چند کلمه ای را از گویش قدیمی دیزبادی که  جدیداً تلفظ نمی شود می گوید:

1 - جُبَه یعنی اَلخَلٍق یا پالتو

2 - دُرعه  =  اَلخَلٍق  یاپالتو

3 - کُمرچی = پیراهن های که کمرش چین دار بوده (پیراهن های قدیمی )

4 - پَگَه = صبح 

5 - پَشنه ساقری =  کفش دمپایی


او می نویسد: چه گویشی از دیزباد هنوز به خطیرت مونده؟


چَره ده، چَلگی، جُل جُل، خنیزه، توشله، بررَم، نمَشوم، سَرشوم، صُباح، کَله صبح، خزینه، گُول خن، تقَرچه، رزگی، اَتشگیره، دگدو، شُوخنه، شُوبَزی، تنبو پرتو، چُشوم خیره، کله دشو، حَپلی حَپو، زرنوَه ، زر زر.

تون معاف / لحشور / اژگونه / خادبین /  لَورَف / زنگیچه / طاقچهن / اشگاف / گلخن / مُتبَخت / دیگچه / قلفی / چنگَلی / تومبو / بَدوک / تلوم چو / لقلَو / سُرسام / وسنی / طقَره / شپلَقی / لحشور /  وَخز کثَفت / جیغ جیغ /  / خَن پشو / لچَک / کم سو / جَرو مَرو / خوچار / نَشونَرو / طیاره / خووَر/ کَپَنَک / طاس ودُوری/شَوش - مُجمعه - پیتَوَ -تیتُوپَر /نَگَمَرگ.

اگر معنی اینها را می دانید لطفا پیام دهید؟

چند عبارت و جمله از لهجه دیزبادی

«دیزباد وطن ماست»- لهجه دیزبادی یکی از شیرینی های سفر به دیزباد است. اساسا این لهجه شباهت زیادی به لهجه نیشابوری دارد اما دقیقا هم مشابه لهجه نیشابوری نیست. به دلیل سکونت بسیاری از دیزبادی ها در نیشابور کلمات نیشابوری در لهجه دیزبادی دیده می شود و البته کلمات مشهدی و الان وضعیت به صورتی است که دقیقا نمی شود تفکیک دقیقی از این لهجه ها انجام داد. با این حال برخی از کلمات که در لهجه دیزبادی معنای خاصی دارند که برای همگان مانوس نیست را به حضورتان تقدیم می کنم:

  • شوش =شاخه های نازک درخت مثلاً بید را به هم می پیچند
  •  مجمعه = سینی مسی گرد بزرگ کنگره دار
  •  پیتو = بافته شده از پشم برای پیچیدن دور پا از مچ تا زانو در زمستان
  •  پشت نگاه کو، = یعنی موقع راه رفتن حواست به جلو باشه که تو چاله نیفتی.
  • دگلو نوعی دستگاه فرد یا پارچه بافی
  •  نو خروش یعنی غذای تر و آبکی 
  • چینگلی یعنی نان تافتون رو تو روغن تف میدن
  •  ارخلق یعنی مهربون شده 
  • جو به جای درخت کاشتن
  •  خرکین پشت پالون الاغ 
  • کووره سبد هایی که از نوعی چوب نرم درست شده 
  • سووی یعنی کوزه
  •  تریخ نام گیاه کوهی که در پشت بام منازل استفاده میشه 
  • مخوف یعنی گیج 
  • دستینه یعنی النگو 
  • تومبو یعنی شلوار راحتی

در پایان هم یک جمله به لهجه دیزبادی و کلاسیک را قرار می دهم. گفتنی است دیزبادی ها بعد از دانش آموخته شدن در مدرسه علاقه بسیار به کتابی صحبت کردن پیدا کردند و اغلب آنها دیزبادی و کتابی صحبت می کنند. مثل این:

ماشاءالله صد ماشاءالله خدا رَه شُکر اول سال رَه بابارون شروع شُد وعیدی به مردوم دادی همه بنده هات و همه چغوکا ، موساکوتقیها و کوخ کلخا ،کلپسه هاو علف عجولا، پونه های لوجوا ،نازبویا ،علف بگنه ها وهمه جانورا ونفسکشهای رو زمینها و آسمونها و دریا ها تورا شکر می کنیم .اینشاالله آب فراوان ،نعمت و سلامتی رابرآرزومندانت عطابفرماای خدای خوب ومهربون.



تفاوت ساختار لهجه دیزبادی، قاسم آبادی و نیشابوری

دیزباد نیشابور یکی از روستاهایی است که در آن لهجه مردمانش اگر چه بسیار شبیه لهجه نیشابوری می باشد اما تفاوت جزئی در آن وجود دارد که این نوشتار به طور مختصر آن را مورد بررسی قرار می دهد. ضمن اینکه می خواهم تفاوت لهجه دیزباد نیشابور را با روستای قاسم آباد مشهد در مقام مقایسه قرار دهم.

دیزبادی ها می گویند:

اَرِت گوفتُم

اَرِش گوفتی

چی اَر گوفت؟

اَرِت مُگُم

اَرِش گُویی

اَرِت گُوَ

یک چیزی اَستَن بیار

تا اینجا به زبان معیار گفتیم:

به او گفتم

به او گفتی

چی گفت؟

به تو می گویم

به او بگویی

به تو بگوید

یک چیزی بگیری و بیاوری

حالا برای اینکه این را تبدیل به لهجه نیشابوری کنید باید همه «اَر» ها را تبدیل به «وَر» کنید. 

اگر می خواهید همه اینها را تبدیل به لهجه قاسم آبادی کنید باید همه «اَر» ها را تبدیل به «وُر» کنید.

دیدید چقدر ساده است. پس اگر لهجه نیشابوری یا دیزبادی یا قاسم آبادی یاد دارید با همین قاعده بسیار ساده می توانید به دو لهجه دیگر نیز صحبت کنید.

پدر بزرگ مرحومم همیشه به واژه «ورزش» می گفتند: «ارزش». 

این نشانه پایبندی ایشان به لهجه دیزبادی شان بود. لطفا برای آرامش ارواح درگذشته تمام درگذشتگان بویژه این مرحوم فاتحه و اخلاصی قرائت کنید.