X
تبلیغات
رایتل

دیزباد وطن ماست: دیزباد توسعه یافته یکی از آرزوهای هر دیزبادی در هر نقطه این کره خاکی است. به قول دیزبادی ها، اگر ما با هم قوم و خویش نزدیک نباشیم، حداقلش گاو و گوسفند پدرانمان در یک گله چریده اند!



توی دنیا وقتی بحث توسعه مطرح می شه معمولا، بحت توسعه ابزارهای ارتباطی و اطلاعاتی هم مطرح می شه. چون در واقع با ورود ابزارهایی نظیر شبکه اینترنت، مردم به دنیایی از اطلاعات دسترسی پیدا می کنند و می توانند دانش محور عمل کنند. در این فضا نوآوری به شدت جای خود را به استفاده از شیوه های سنتی می دهد.
خوشبختانه با تلاش های مستمر دو برادر تحصیلکرده که اکنون مدتی است خود را وقف توسعه دیزباد کرده اند، دیزباد به خطوط تلفن و موبایل مجهز شده است.
دیری نمی گذرد که شنیدیم، موبایل در دیزباد هم آنتن می دهد!
حال که این تکنولوژی به دیزباد آمده ، امیدواریم که تکنیک های جدید برای توسعه از اینترنت دریافت شود و ابزارهای جدید نیز فراهم گردد، تا ان شاء الله در دهه های آینده شاهد رشد و توسعه همه جانبه دیزباد نه تنها به عنوان یک مرکز توریستی، بلکه به عنوان مرکزی که ارائه دهنده فرهنگ و اخلاق مدارا و سعه صدر در میان مسلمانان می باشد، باشیم.



آقای رضا در وبلاگ «در رسانه ها» به اخبار و گزارشات رسانه ها می پردازد. این وبلاگ که بیشتر شبیه یک روبات عمل می کند و قسمت هایی از متون سایت های مختلف را در حافظه کاشه خود ذخیره می کند در بحثی که در سایت شبکه اجتماعی فلیکر در باب مناطق توریستی خراسان مطرح شده دیزباد را در میان چند روستای دیگر به عنوان یکی از جاذبه های طبیعی ایران معرفی کرده است.
Flickr: Discussing جاذبه های طبیعی ایران in Iran - ایران
... درود – قدمگاه – پوستفروشان – باغرود – دیزباد -بار– سوقند – اخلمد – زشک و . .... بوده و تو سال های گذشته از طرف سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مرمت شده. ...




وبلاگی با عنوان: «نوشته های جلال» در باره ی همه چیز و با گرایش اجتماعی و فرهنگی و... می نویسد. او در مطلبی بسیار عجیب با عنوان:«تاریخ سبزوار» به نیشابور!!! می پردازد و در ادامه سوتیتری می زند و مساله دین را مطرح می کند. ذیل این سوتیتر آمده است: 
دین مردم نیشابور در دوره ی امپراتوری ساسانیان مزدیسنا بوده ‌است.
با فتح نیشابور توسط مسلمانان(سال ۶۴۴ میلادی) مردم نیشابور همانند همه جای ایران مسلمان شدند.
اسلام دین اول نیشابور است.
از سال ۶۴۳میلادی که این شهر توسط مسلمانان بدون جنگ فتح شد تا کنون، اسلام دین اول مردم این شهر به شمار می ‌رود.
با این حال در تاریخ نیشابور وجود اقلیت مسیحیان، زرتشتیان و یهودیان ذکر شده ‌است.
زرتشتیان در نیشابور قدیم در روستای گرینه و مسیحیان در باغک و یهودیان در دیه یهودیه ساکن بودند.

در اواخر سده ی سوم هجری قمری نیشابور یکی از مراکز تبلیغ اسماعیلیه در ایران و خراسان بزرگ بوده ‌است.
اکنون اسماعیلیان نیشابور در دیزباد و گروهی نیز در شهر نیشابور زندگی می‌ کنند.از سده ی سوم تا ششم قمری نیشابور از مراکز تصوف در اسلام به شمار می‌ رفته‌ است.
بیشتر صوفیان و مشایخ صوفیه در نیشابور اهل سنت و پیروی مذهب شافعی بودند.
من فکر می کنم آقای جلال مهدیپور گنجارودی خیلی از موضوعش دور شده و مرتب به در و دیوار زده، چون متنی که در چارچوبی تاریخی معرفی می شود را به امروز ربط داده است. به نظر می رسد که تلفیقی از تاریخ معاصر و آنچه در گذشته بوده ارائه کرده است. با این حال چون به دیزباد در آن اشاره شده بود، از ایشان متشکرم.

دیزباد وطن ماست: قلعه منصور یکی از مناطق دیدنی در روستای دیزباد علیا است. حتما کوهنوردانی که به کوهنوردی بر بلندی قلاع لوکه یا قجغر رفته اند آثار خرابه قلعه ای را در روبروی خود نظاره کرده اند. این قلعه احتمالا توسط پیروان حسن صباح ساخته شده است و از بالا به دشت دیزباد پایین مشرف است. متاسفانه عده ای سودجو سالیان گذشته از سادگی مردم سوء استفاده کرده و با استفاده از دستگاه فلزیاب به بالای قلعه رفته اند و با کاوش کل قلعه دست به حفاری غیر مجاز آن زده اند و هیچ فلزی در آن باقی نگذاشته اند.
همین اتفاق برای مدرسه دیزباد هم افتاده که البته شکل کار کمی متفاوت بوده است.
به هر حال اینها میراث یک گروه از مردم هستند که باید در حفظ و حراست از آنها کوشید و به نظر می رسد مهاجرت دیزبادی ها به شهر های تهران و مشهد و نیشابور و حتی خارج از کشور، باعث شده که افراد سودجو هیچ معارضی برای پیش بردن اهداف شوم خود ندیده و دست به این کارهای زشت و ناپسند بزنند.
من امیدوارم که سازمان میراث فرهنگی استان خراسان رضوی که امروز زعامت این امور را در دست دارد با تکیه بر دانش و توان مالی مردم دیزباد، به بازسازی این قلعه پرداخته تا همچنان که نام دیزباد تورسیتی به گوش می رسد؛ جایگاه هایی برای تفریح و بازدید افراد پدید آید. 
خوشبختانه این قلعه هم بسیار خوش مسیر است و هم  دید فوق العاده ای دارد و می تواند برای بازدید کنندگان جذاب باشد.
دیزبادی ها به این موضوع فکر کنید....

دیزباد وطن ماست: شاید برایتان پیش آمده باشد که برای باغ کولی، سنگ کشی، کود دادن، جمع آوری میوه و... به دیزباد رفته باشید و به دنبال یک کارگر چندین ساعت گشته باشید. متاسفانه با اینکه امروز دیزباد با اجرای طرح های توسعه دولت میزبان خیل عظیمی از دیزبادی ها شده است، اما هنوز معضلات کارگران دیزبادی پابرجاست. کارگر دیزبادی امروز در دیزباد غنیمتی است دست نیافتنی. 
معمولا از چناران و حصار کارگرانی به صورت فصلی به دیزباد می آیند و برای مدتی کارها را انجام می دهند. آنهم به هیچ عنوان نمی توان گفت که کارشان را درست انجام می دهند! همه چیز به ضرر صاحب باغ تمام می شود و تنها حرف هایی باقی می ماند که از او از جانب کارگر دهان به دهان به گوشش می رسد.
دین اسلام در اخلاق به ما می آموزد که هرکس باید سعی کند به درستی کار کند و وجوهات خود را بپردازد و مال خود را حلال کند. 
شاید اگر این مبانی اخلاقی در میان کارگرانی که به دیزباد می آیند کمی توضیح داده می شد، می توانستیم انتظار کار بهتری از آنها داشته باشیم.

نکته دیگر در مورد این کارگران سازمان نایافته بودن آنها و دستمزد های متفاوت و بسیار بالایی است که طلب می کنند.

از آنجا که دیزبادی ها تنها روزهای خاصی را می توانند در دیزباد باشند، ترجیح می دهند که با آنها بر سر قیمت چانه نزنند و برخی که خیلی کمتر به دیزباد می آیند با قبول دستمزد های بالا، نرخ کارگر در دیزباد را بالا برده اند. 
من متعجبم که چرا شورای ده دیزباد و حتی قاسم آباد برای این مساله چاره ای نیاندیشیده اند!!!
یکی از دوستان پیشنهاد کرده بود که شرکتی تاسیس شود و تمام کارگرانی که به دیزباد می آیند توسط آن شرکت به باغ دار ها و کسانی که به کارگر نیاز دارند معرفی شوند. آن شرکت می تواند کارگران را بیمه کرده و کار آنها را نیز نظارت کند. با این کار هم حقوق کارگران پایمال نمی شود و هم با نرخ های کاذب باغداران متضرر نمی شوند.